ادامه مطلب
کمالیسم همزاد بسیاری از ایدئولوژی های قرن بیستم است؛ نازیسم، فاشیسم و استالینیسم همگی از زمره ی همزادان کمالیسم بودند. نازیسم برای حامیانش جهانی را تصور می کرد که ملتی با نژادی ناب، رهبری و اداره جهان را بر عهده می گیرد. فاشیسم آمیزه ای بود از ملت خواهی رادیکال و قدرت خودکامه و استالینسم حکومت وحشت و ترور به نام برابری خواهی بود. همه آن ایدئولوژی ها برپایی آرمان شهرها را به انسان وعده می دادند و همه آنها رهایی انسان از رنج را مژده می دادند. اما جنگ، نفرت و برپایی دوزخ برای انسان رهاوردشان بود.
شماره اخیر نشریه گفتگو به اقلیم کردستان عراق اختصاص یافته است. حلقه ای از روزنامه نگاران ایرانی که هنوز به اندیشه ها و افکار کانون هایی چون نشریه کاوه، ایرانشهر، آینده و کسانی چون سید احمد کسروی تبریزی در زمینه ملی گرایی وفادار مانده اند این نشریه را اداره می کنند. این حلقه از روزنامه نگاران ایرانی وفاداری خود را به برداشت ها و تفاسیر کلاسیک از ملت و ملی گرایی در گفتارها و نوشتارهای ژورنالیستی و نیز در آثاری که به صورت مجموعه های سندی منتشر می نمایند، حفظ نموده اند. تقلیل مفهوم ایران و ایرانی به قوم و زبانی واحد، مارژینال نمودن نقش و جایگاه گروه های قومی دیگر در تاریخ ایران و ارائه روایت یا روایت های ایدئولوژیک از تاریخ اقوام ایرانی مهم ترین خطوط گفتمانی حاکم بر نشریه گفتگو در زمینه مطالعات قومی است. علاوه بر این نوعی ترس و هراس از ساختار متنوع قومی در ایران- ساختاری که پیشینه ای به درازای تاریخ ایران دارد- که باید آن را به فوبیای قومی تعبیر نمود بر دیدگاه اعضای این حلقه و کانون حاکم است.
در برخی از سایت ها و وبلاگ ها یادداشت های این وبلاگ بدون اشاره به منبع و نام نویسنده درج می گردند. حتی برخی از یادداشت ها دستکاری شده و به میل گردانندگان تغییر یافته و تفسیر می شوند.
دوستان عزیز این اقدامتان برخلاف معیارهای اخلاقی است. اگر اخلاق برایتان مهم است.
له سالی 80 تا 85 له شاری بانه خهریکی دهرس گووتنهوه له مهدرهسهکانی ئهو شاره بووم. ئهم 5 ساله زۆر بیرهوهری خۆش و ناخۆشی ههیه، خۆشرین بیرهوهری من شاگرده خوێن گهرمهکان بوون که هه موو کات تهنانهت 4 سال دوای رۆیشتنی- به زۆر و جهور- من لهو شاره ههر لووتفیان ههیه و زۆر جار ئهحوالم دهپرسن. لێرهوه سپاسیان دهکهم و هیوای سهرکهوتن له ژیانیان بۆ دهخوازم.
“وڵآتی من“ عنوان خاطرات عبداله قاضی است از چهره های مهاباد ،از خاندان قاضیان این شهر.
این خاطرات به همت قاسم قاضی در سال 2005 در سوئد به چاپ رسیده است. اگر چه اکنون سال 2011 میلادی می باشدمقدمه:
این مطلب برای "هفته نامه روژههلات" نوشته شده بود، دریغ که توقیف گردید و این مطلب هم مجال نشر نیافت. در بهار امسال با ویرایشی اندک آن را به "نشریه گفتگو" دادم تا باب بحثی در این باره گشوده شود. اما دست اندرکاران گفتگو، نه تنها آن را رد کردند، بلکه امکان هر گونه گفتگوی شفاهی را هم درباره آن منتفی دانستند به این دلیل که گویا این مطالب با اهداف خاصی نوشته می شود و اندیشه پان کردیسم در پشت آن به کمین نشسته است!!! این شیوه برخورد نشان داد اهالی "گفتگو" با این واژه بسیار بیگانه اند و بر سر قوم گرایی تنگ نظرانه خود حاضر به گفتگو با کسی نیستند. و در واقع آنچه درباره مسائل قومی در این نشریه انتشار می باید؛ بازگویی گزاره های گفتمان ایدئولوژیک رسمی از زبان شبه ایدئولوگ ها و شبه آکادمیسین هایی چون حمید احمدی و برخی از میرزا بنویس های شناخته شده- که اخیرا لقب کارشناس مسائل قومی را یدک میکشند!- می باشد.
آقای فریدون حکیم زاده کتابی درباره تاریخ مهاباد منتشر نموده اند که عنوان اصلی آن "ساوجبلاغ مکری" و عنوان فرعی آن "تاریخ مهاباد به روایت اسناد" می باشد. ظاهرا این دومین کار ایشان پس از انتشار کتابی درباره تاریخ سردشت ،به همین سبک و سیاق، در سال 1383 است. زمان انتشار "تاریخ مهاباد" آقای حکیم زاده سال 1388 می باشد، فروشندگان کتاب در چهار راه آزادی مهاباد، کتاب آقای حکیم زاده را به ردیف در پیادهرو چیده اند؛ اما رهگذران، در روزگار مصرف گرایی و در شرایطی که بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی توان از جامعه ستانده است، به این کتاب چون دیگر کتاب ها کمترین توجه را دارند. همین واقعیت خود دلیل گویای عدم توجه به این کتاب پس از چندین ماه از انتشار آن است. این نوشته می کوشد به بهانه نظری بر این کتاب باب بحثی را درباره تاریخ نویسی شهرهای کردستان بگشاید.
(نقدی بر کتاب زندگی و خاطرات جلال طالبانی)
1- معرفی کتاب:
پس از 60 سال عنوان کتابی است دربارهی زندگی و خاطرات جلال طالبانی رئیس جمهور فعلی عراق و رئیس حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق. این کتاب توسط عرفان قانعی فرد گردآوری شده و براساس اطلاعات شناسنامهای کتاب نظارت پروژهی آن برعهدهی دفتر سیاسی حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق بوده است. کتاب مذکور در فروردین 1388 از سوی نشر علم روانهی بازار شده و در مجموع 1056 صفحه می باشد. بنابر یادداشت کوتاهی که ناظران این پروژه -که هر دو از اعضای بلندپایهی سازمان سیاسی تحت امر جلال طالبانی هستند- در ابتدای این کتاب گنجانده اند، این پروژه در سه جلد تنظیم شده و کتاب حاضر جلد اول آن بوده که به حوادث و رخدادهای مختلف تا سال 1966 پرداخته است.
منتشر شده در : روزنامه شرق شماره۱۰۷۸
له گووتاری مێژوونوسی حیزبی دا پێش ههموو شتێک سازمان و حیزب گرینگه: لهم دیسکۆرسه دا (nodal point له فارسی دا :دال مرکزی ) نهتهوه نیه، بهلکوو حیزبه. نۆدال پۆینت خالی سهرهکی یه که تهواوی شتهکان وه گووزارهکان له دهوری ئهم خاڵه مانا پهیدا دهکهن یا خۆدهگرن. لهم گووتاره دا حیزب رۆلی سهرهکی ههیه له ههموو رووداوهکان، حیزب هۆکاری پێشکهوتنی مێژوو، مانادهر به رهوتی رووداوهکان وه هۆکاری سهرهکی پێشکهوتنی گهله. له ههمووی کتێبهکانی مێژووی حیزبی ئهو گووزارانه سازکهری گووتاری حیزبن. بۆ نموونه کتيبهکهی “عبداله حسن زاده“ تهواو به روانگهی حیزبی نووسراوه. کتیبی “مێژوویهک پڕ له ئاگر“ که گێرانهوهیکی تهواو حیزبی له مێژوویه. یا ئهو کتیبهی له ئێران له سهر مام جهلال نووسراوه. ههمووی ئهوانه مێژوونوسی حیزبهکانن...
یزیدیان برخلاف ادیان دیگر از یک دستگاه دینی منسجم برخوردار نیستند. قرائت ها و تفسیر های گوناگون از دین خود به شکل گسترده ندارند یا دارای دستگاه کلامی و فقهی منسجم و قاعده مندی مانند اسلام و مسیحیت نیستند. تا همین قرن اخیر یکی از اصولی که توسط بزرگان این جامعه مذهبی برای مردم توصیه و تجویز می شود دوری از سوادآموزی و تحصیل علم بود. مشخص است که یک جامعه مذهبی با این شرایط نمی تواند بسترساز ایجاد یک دستگاه دینی پویا و قاعده مند باشد.
دیوارها و سنگ ها: منابع اطلاعاتی یا نمادهای هویتی
مقایسه دو روایت از تاریخ (عالم آرای عباسی و بیت کردی دم دم)
عوامل مختلفي دست اندرکار تبديل گذشته به تاريخ هستند و هريک به نوعي در اين فرايند نقش ايفا مي کنند؛ قدرت،سوژه، رويداد و... اما آنچه در اين ميان ايفاگران نقش اصلي در تبديل تاريخ به گذشته هستند منابع قدرت مي باشند. در واقع منابع قدرت هستند که گذشته را به صدا در مي آورند و گذشته مرده را به تاريخ زنده! تبديل مي کنند،منابع قدرت تعيين مي کنند چه چيزي تاريخ است و چه چيزي تاريخ نيست ،چه چيزي بايد روايت شود و چه چيزي نبايد در پيکره روايت قرار گيرد.، منابع قدرت دست اندرکار تقديس،طرد و نفرين تاريخ هستند؛ آنان تعيين مي کنند که کدام شخصيت بايد تقديس شود و کدام يک بايد طرد گردد و يا دچار نفرين ابدي شود.اصولا منابع قدرت خالق مرزبندي هاي تاريخ هستند؛سياه و سفيد مي سازند و دوره روشنايي و تاريکي ابداع مي کنند , برش هاي گذشته را تبديل به عصر طلايي مينمايند و يا آن را در زباله دان هاي خيالي خود مي ريزند
MAKING HISTORY
An introduction to the history and practices of a discipline
Edited by peter Lambert and phillipp schofield
Routledge2004
اگرچه نزدیک به چهارسال از انتشار اولین چاپ این کتاب می گذرد، اما تازگی مقا لات و مباحث آن باعث شده به عنوان یکی از منابع پژوهشی مناسب در زمینه تاریخ نگاری و فلسفه تاریخ مطرح باشد. این کتاب شامل مجموعه مقالاتی در زمینه تاریخ نگاری و فلسفه تاریخ می باشد که از سوی پژوهشگران مختلفی به نگارش در آمده اند.در بخش اول به مساله توسعه و گسترش تحقیق و پژوهش تاریخی و یا تاریخ حرفه ای در سه کشور انگلستان آمریکا و انگلستان پرداخته و حاوی مطالب مفیدی درباره تجربه تاریخ نگاری و تحولات آن در این سه کشور می باشد. علاوه بر این به مسائل مطرح در این دوره در باب روش شناسی تاریخی و مساله" تاریخ علمی و عینیت" پرداخته اند. در بخش دوم باز تجربیات دیگری از تاریخ نگاری در غرب مورد مطاالعه قرار گرفته ؛ از جمله به ظهور تاریخ اقتصادی در انگلستان در فاصله سال های 1880 تا 1930 ، مکتب آنال و نگارش تاریخ ، تاریخ اجتماعی در آلمان و تاریخ اجتماعی نوین در آمریکا پرداخته اند. در بخش سوم به مباحث بین رشته ای پرداخته که شامل موضوعات تاریخ و تحلیل روانی ،تاریخ و جامعه شناسی، تاریخ و انسان شناسی،تاریخ و ادبیات می باشد.در بخش چهارم مساله جنبش های اجتماعی و تئوری در رابطه با تاریخ مورد بررسی قرار گرفته و پیوند تاریخ و مارکسیسم، تاریخ زنان و تاریخ جنسیت ،تاریخ ،هویت و قومیت،مورخان و تاریخ جدید انگلستان، پست مدرنیسم و چرخش زبانی از زمره مطالب قابل توجه این بخش می باشد.در بخش پنجم و تحت عنوان" آن سوی آکادمی " مباحث جالبی درباره ارتباط تاریخ و فیلم،فرهنگ عامه و مورخان ، تاریخ و تاریخ آماتور،تاریخ و میراث مطرح شده است . پایان بخش این کتاب ارزنده بحثی در باره رابطه تاریخ و قدرت می باشد. در شرایطی که کتابخانه کردی در زمینه تاریخ نگاری و فلسفه تاریخ فاقد هرگونه اثر قابل توجهی است ، ترجمه این کتاب می تواند خدمتی بزرگ در این راستا باشد.